تبليغاتX
ساحل آرامش

ساحل آرامش

my manuscript

جهانشهر بلوار مولانا
زندگی دفتری از خاطره هاست؛
یك نفر در دل شب، یك نفر در دل خاك،
یك نفر همدم خوشبختی هاست
یك نفر همسفر سختی هاست، 
چشم تا باز كنیم
عمرمان می گذرد، ما همه رهگذریم؛
آنچه باقیست فقط خوبیهاست ...

+ نوشته شده در  هشتم اردیبهشت 1391ساعت 23:8  توسط Amir  | 


http://img.tebyan.net/big/1387/09/234963696127120219249151188347721179196.jpg


مستمندم بسته زنجیروزندان یاعلی

دستگیر ای دستگیر مستمندان یا علی

بندی زندان روباهانم ای شیر خدا

می جوم زنجیر زندان را به دندان یا علی

+ نوشته شده در  چهاردهم آذر 1388ساعت 1:16  توسط Amir  | 

الهی, در طفلی پستی, در جوانی مستی, در پيری سستی, پس کی خداپرستی!
الهی, از آنچه نخواستی چه آید،و آنرا که نخواندی کی آید، ناکشته را از آب چیست ، و ناخوانده را جواب چیست، تلخ را چه سود اگرش آب خوش در جوار است و خار را چه حاصل از آنکه بوی گل در کنار است.
الهی, یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو در میان سر وجان.
الهی, اگر بهشت چون چشم و چراغ است، بي ديدار تو درد و داغ است.
الهی, از پیش خطر و از پس راهم نیست،دستم گیر که جز تو پناهم نیست.
الهی, در این درگاه همه ما نیازمند روزی باشیم که قطره یی از شراب محبت بر دل ما ریزی تا که ما را برآب و آتش بر هم آمیزی.
الهی, روزگاری ترا می جستم خود را می یافتم،اکنون خود را میجویم و ترا می یابم.
الهی, تا از مهر تو اثر آمد،دیگر مهر ما بسر آمد.
الهی, ای سزای کرم، ای نوازنده ی عالم، نه با وصل تو اندوه است و نه با یاد تو غم.
الهی, ادای شکر ترا هیچ زبان نیست و دریای فضل ترا هیچ کران نیست و سر حقیقت تو بر هیچکس عیان نیست، هدایت کن بر ما رهی که بهتر از آن نیست.
+ نوشته شده در  سوم آذر 1388ساعت 22:40  توسط Amir  |